تبلیغات
فوتبالیست - ایمون زاید از داربی می‌گوید 2

آدرس آی پی:
سیستم عامل:
نسخه: بیت
اندازه تصویر:

فوتبالیست - ایمون زاید از داربی می‌گوید 2



صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نسخه ی موبایل

نویسندگان

آمار

کل مطالب ارسالی:
کل نویسندگان:
بازدید امروز:
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل:
بازدید کل :
آخرین بازید :
آخرین بروزرسانی:

خوش آمدید
موضوع: اخبار ورزشی | نویسنده: هادی

ایمون زاید-داربی-استقلال و پرسپولیس

 وقتی داشتند استادیوم را ترک می‌کردند، نظر تو درباره حرکت آنها چه بود؟

می‌توانم درکشان کنم، بعد از اتفاقاتی که افتاد. از آن طرف طرفداران استقلال خیلی خوشحالی می‌کردند و طرفداران ما ناامید بودند. در آن هوای فوق‌العاده سرد آمدند و ما را تشویق کردند، به همین دلیل حرکتشان قابل درک است. ولی برای آنهایی که ماندند و دوباره تیم را تشویق کردند، احترام زیادی قابل هستم. این سه گل را تقدیم می‌کنم به آنها، حتی آنهایی که از تلویزیون بازی را دیدند.

*تا حالا این‌طوری سه گل به دروازه‌بان اول یک کشور زده بود؟ با این فاصله؟

من نزده بودم. می‌دانستم او گلر خوبی است ولی نمی‌دانستم بهترین گلر ایران است. اونی که 3 تا خورد، شماره یک تیم‌ملی‌تان است؟!

*یعنی اگر می‌دانستی، نمی‌زدی؟

(خنده)

*تو از کدام مهاجم اروپایی بیشتر الگو می‌گیری؟

رونالدوی برزیلی. همیشه دوست داشتم مثل او باشم. شب قبل از بازی چند کلیپ از او دیدم.

*اتفاقاً امروز خبر بدی از رونالدو رسید. اینکه ممکن است به‌خاطر چاقی سکته کند.

اوه، خبر بدی بود.

*ما فکر می‌کردیم کنی داگلیش یا ایان رایت را بگویی...

من لیورپول را دوست ندارم! من در انگلیس، منچستری هستم و خانواده‌ام هم عضو کلوپ هواداران آرسنال هستند.

*از بین تیم‌ها چه تیمی را دوست داری؟

خب معلوم است، بارسلونا.

*بعد از علی دایی در همه این سال‌ها پرسپولیس فوروارد نوک نداشته است. شاید محسن خلیلی کمی این را جبران کرد. فوتبال ما فورواد نوک و هدف کم دارد. الان با این اتفاق که افتاد، پرسپولیسی‌ها امیدوارند تیم دیگر جلو بماند. به این فکر کرده‌ای؟ توانایی 90 دقیقه جنگیدن را داری؟ دنیزلی هم گفته بود من خوابم نمی‌بره چون ساختار دفاعی‌ام مشکل دارد.

شاید. ولی علی دایی که شخصیتی کاملاً شناخته‌شده است. در ایرلند هم همه او را می‌شناسند. من نمی‌توانم خودم را با کسی مقایسه کنم ولی خیلی دوست دارم مفید باشم و بتوانم یک مهاجم نوک و هدف خوب باشم.

*دو سؤال داریم، اول اینکه بعد از بازی و در رختکن که بزن و برقص بود، از حرکت کدام بازیکن تعجب کردی و دوم اینکه علی کریمی به تو چه گفت؟

همه بازیکنان، همه تیم. من نمی‌توانم یک نفر را بگویم. همه خوشحال بودند. علی کریمی هم به من گفت خسته نباشی و تبریک گفت. او می‌توانست خوشحال‌ترین آدم باشد.

*شنیده بودیم گفته است فکر نمی‌کردیم این‌قدر بازیکن خوبی هستی؟

غیرمستقیم شنیدم.

*می‌دانی علی کریمی جادوگر فوتبال ایران است؟

از روزی که آمدم در تمام بازی‌هایی که حالا بودم یا نبودم، همیشه گفته‌ام او بهترین بازیکن زمین بوده.

*می‌دانی او خیلی محبوبیت دارد، نه به‌خاطر کارهایش در زمین، بلکه حتی به‌خاطر کارهای خارج از زمین.

او واقعاً باشخصیت است، در زمین و خارج از زمین. دوست دارم بیشتر علی کریمی را بشناسم.

*برای تو کامنت‌‌های زیادی گذاشته‌اند روی سایت خبرآنلاین. دوست داریم حرف‌‌های طرفداران را برای تو بخوانیم.

حتماً.

*یکی نوشته زنده باد ایمون تاج...!

(خنده)

*خب اینترنت ما خیلی وحشتناک است و الان دقیقاً اینترنت ما قطع شد. راستی مشکل خانه تو حل شد؟

راضی‌ام از زندگی در هتل. هتل خوبی است.

وقتی استقلال گل دوم را زد، تو نگاه می‌کردی به کنار زمین؟

بعد از گل دوم، من دیدم مربی استقلال داشت دست می‌زد. صحنه خاصی بود. تصویر او جلویم مانده بود. داشتم خودم را گرم می‌کردم. اتفاقاً دوباره این تصویر را در برنامه 90 هم دیدم. بعد از آن بازی، درست است هنوز استقلال بالای جدول است و پرسپولیس نتوانسته زیاد موفق باشد ولی خیلی خوشحالم که توانستیم ببریم و طرفداران را خوشحال کنیم.

*واقعاً وسوسه نشدی که آن صحنه را جبران کنی؟ حرکت تحقیر‌آمیز بود، همین وسوسه‌ات نکرد؟

موقعی که اولادی از زمین بازی اخراج شد، فکر کردم دیگر غیرممکن باشد ببریم. وقتی مهدوی‌کیا آمد تو زمین، یکی دو کرنر به‌دست‌آوردیم. مهم‌ترین لحظه بازی وقتی بود که من اولین گل را زدم. به محض اینکه زدم، آن روحیه و انگیزه در تیم ایجاد شد که می‌توانیم ببریم. کل تیم به این اعتقاد رسیدند. وقتی گل دوم را زدم، بچه‌ها گفتند قطعاً می‌بریم. به آن فکر نکردیم که دیگر چند نفریم، یکی کم است یا کسی اخراج شده. با قلب‌مان بازی کردیم و بردیم.

خب الان اینترنت کمی درست شد. پای صحنه شادی تو نوشته‌های زیادی وجود دارد، مخصوصاً تبریزی‌ها کیف کرده‌اند! ظاهراً قلعه‌نویی هم تو را دیده و کلی حال کرده.

خب من که قیافه‌ها را نمی‌شناسم ولی خیلی‌ها در هتل می‌گفتند دمت گرم!

*یکی دیگر گفته هرچند دلاری که گرفتی نوش جانت.

(خنده)

*یکی دیگر نوشته می‌دانی چه کار بزرگی کردی و حیات دوباره‌ای به طرفداران بخشیدی؟

خوشحالی همین هواداران، بهترین احساس را به من می‌دهد.

*تو یک‌شبه راهی را رفتی که شاید یک مهاجم در 10 سال در فوتبال ایران می‌رود. بی‌شک به‌خاطر شرایط خاص دربی بود...

واووو!

*یکی برایت نوشته دستت درد نکند با کولاکی که کردی. از این بعد استقلالی‌ها هر وقت اسم خودشان را بیاورند، اسم تو را هم می‌آورند.

(خنده دوباره بدون پاسخ)

*یکی نوشته خودت را ایرلندی می‌دانی یا لیبیایی؟

ایرلندی. من ایرلند را دوست دارم.

*درباره سیاست دوست داری حرف بزنیم؟ درباره قذافی از تو پرسیده‌اند.

وحشتناک بود. چه بلاهایی سر کشورمان آورد. از وقتی که رفته، حالا خیلی چیزها بهتر شده.

*بعد از اینکه رفتی تیم‌ملی لیبی و صحنه‌ها را دیدی، فکر می‌کردی که مردم بتوانند پیروز بشوند؟

نه؛ وقتی اولین‌بار سال 2010 رفتم آنجا و اولین بازی را مقابل زامبیا انجام دادم، پسر قذافی یعنی محمد آمد برای ما صحبت کرد. موقعی که آمد حرف بزند، جو سنگین و وحشتناکی بود. می‌گفتند کسی نباید حرف بزند چون این دارد حرف می‌زند. واقعاً وحشتناک بود و نمی‌توانستیم نظراتمان را بگوییم.

سعدی قذافی آن موقع رئیس فدراسیون فوتبال لیبی بود و الان جزو کادرفنی نیجر است. حس مردم نسبت به آنها چطور بود؟

واقعاً؟

بله، الان در جام ملت‌های آفریقا هست.

نمی‌دانستم. من فکر می‌کردم اینها رفته‌اند و چیزی ازشان باقی نمانده است.

روزی که اعلام شد قذافی مرده و اتفاقات خوبی در کشورش افتاده، چه حسی داشتی؟

خانواده‌ام واقعاً خوشحال بودند، خودم هم همین‌طور. می‌دانستیم آن روزها تمام شده...

*فکر می‌کنی لیبی می‌تواند یک کشور موفق اسلامی شود و حتی پدر و مادرت تصمیم بگیرند که برگردند به کشورش خودشان؟

مادرم ایرلندی است ولی به مرور همه‌چیز بهتر می‌شود. صد‌درصد در چند سال آینده همه‌چیز بهتر می‌شود.